چه یک معامله‌گر فصلی باشید و چه اینکه به‌تازگی با بازار بورس جهانی آشنا شده باشید، همیشه افسانه‌ها و داستان‌هایی را درباره‌ی بازار بورس جهانی خواهید شنید که می‌توانند تقریباً بر همه، صرف‌نظر از مدت‌زمان فعالیتشان در بازار، تأثیرگذار باشند.

معامله‌گران با آگاهی از برخی از مهم‌ترین این افسانه‌ها می‌توانند جلوی برخی از شکست‌های روانی و ناامیدی را بگیرند.

علی‌رغم تعداد زیاد این افسانه‌های معامله‌گری، ما در اینجا به ۱۰ مورد رایج که بر تک‌تک مراحل معامله‌گری، یعنی از ب بسم‌الله که چرا افراد وارد بازار بورس جهانی می‌شوند تا نحوه‌ی تعریف استراتژی، اثر می‌گذارند، اشاره می‌کنیم.

1- یک‌شبه پولدار شدن

اخیراً تبلیغات، راه خود را در میان فعالان و معامله‌گران حقیقی بازار بورس جهانی بازکرده و باعث شده است افراد زیادی که در آرزوی یک‌شبه پولدار شدن (البته با صرف تلاش خیلی کم) هستند به بازار وارد شوند؛ اما متأسفانه باید بگوییم تحقق این آرزو به‌ندرت مشاهده‌شده است.

معامله‌گری نیازمند صبر و حوصله است؛ درواقع، معامله‌گری یک مسیر است نه یک مقصد. معامله‌گری بعد از کسب سود در چند معامله، به انتها نمی‌رسد بلکه معامله‌گران بعد از هر ترید، معامله‌ی دیگری انجام می‌دهند که این امر، نیاز به ثبات در رویه را نشان می‌دهد. پس یادتان باشد که معامله‌گری به معنای قمار کردن و یک‌شبه ره صدساله رفتن نیست.

2- افق کوتاه‌مدت

وجود نوسانات بالا در بورس باعث محبوب شدن معاملات کوتاه‌مدت در این بازار شده است؛ اما باید یادآوری کنیم که راه‌های دیگری هم برای کسب سود در این بازار وجود دارد.

روندهای بلندمدت قیمت سهم تحت تأثیر فاکتورهای بنیادی بوده و البته قابل معامله هستند. معامله‌گرانی که دید بلندمدت دارند بر روی روند بزرگ‌تری متمرکز می‌شوند و خودشان را درگیر نوسانات روزانه نمی‌کنند.

درواقع، داشتن یک تایم فریم بلندمدت، با کاهش تعداد کارمزد پرداختی‌ می‌تواند برای برخی معامله‌گران، سودمند واقع شود و درنهایت باعث می‌شود معامله‌گران از خطر معامله‌های آنی و ناگهانی کوتاه‌مدت، مصون بمانند.

3- دست‌کاری بازار بورس!

معامله‌گرانی که ضرر می‌دهند اغلب تقصیر را به گردن دست‌کاری در بازار یا کارگزاران فاسد می‌اندازند. درست است که بهانه آوردن آسان است اما بازار بورس جهانی تقلب نیست؛ بازار بورس جهانی یکی از بزرگ‌ترین نهادهای مالی کشور است و هرروز شاهد حضور و ورود صدها هزار معامله و اطلاعات جدید است.

 این یعنی اگر یک معامله‌گر روش غیرحرفه‌ای و غیرمتداولی در معاملات خود در پیش بگیرد، یکی از هزاران معامله‌گر زبروزرنگی که در بازار حضور دارند، خیلی سریع متوجه آن می‌شود و از آن به نفع خودش استفاده خواهد کرد؛ البته به نظر من، این امر، اکنون در تمامی بازارها صادق است.

4- معاملات بدون عیب و نقص

ضرر و باخت همیشه در بازار اتفاق می‌افتد و تلاش برای یافتن استراتژی‌ای که تحت همه‌ی شرایط جواب بدهد، یا معامله‌گر را بیرون از گود اصلی معاملات نگه می‌دارد یا اینکه باعث شکل‌گیری یک استراتژی خیلی خاص (بیش‌ازحد بهینه) می‌شود که قابل‌استفاده در شرایط جدید نخواهد بود.

پذیرش این حقیقت که شکست اجتناب‌ناپذیر است و پیدا کردن استراتژی‌ای که در شرایط متفاوت بازار کار کند و نتیجه‌ی قابل قبولی داشته باشد برای ما کفایت می‌کند، می‌تواند درنهایت ما را به هدف برساند.

5- معامله با اخبار و شایعات

با مشاهده‌ی تأثیر اخبار یا گزارشی خاص بر روی قیمت یک سهم، میل به یک‌شبه پولدار شدن دوباره در ما بیدار می‌شود؛ اما باید بدانید که این مسئله از حقیقت به دور است چراکه به‌سختی می‌توان از تأثیر رویدادهای خبری که در زمان بازار منتشر می‌شوند، در معاملات بهره جست.

درواقع، نمودار به شما نمی‌گوید که نقدینگی لازم برای ادامه‌ی تحرکاتی که در چند ثانیه‌ی اول پس از اعلام خبر روی می‌دهد، در بازار وجود ندارد؛ این یعنی معامله‌گران نمی‌توانند به‌محض اعلام خبر، اقدام به خرید موقعیتی سود ده یا خروج از معامله‌ای زیان ده کنند. بااینکه می‌توان معامله‌ای را قبل از اعلام یک خبر ترتیب داد و برنامه‌ریزی کرد، اجرای آن نیازمند تحلیل آمارهای ارائه‌شده به‌منظور بررسی تأثیر احتمالی آن خبر بر بازار است.

چنین تحلیلی می‌بایست بلافاصله، همچنان که بقیه‌ی معامله‌گران دارند با همان اندیکاتورها سروکله می‌زنند، انجام پذیرد. درنتیجه، معامله کردن بر اساس خبرهایی که در زمان بازار منتشر می‌شوند به یک استراتژی بسیار دقیق نیاز دارد و باید اعتراف کرد به‌ندرت دیده‌شده است که این روش سود مستمری را عاید معامله‌گرانش کرده باشد.

6- معاملات زیاد

 بعضی‌ها فکر می‌کنند معامله‌گری که با یک معامله در روز یک‌بار سود می‌کند، می‌تواند باده برابر کردن تعداد معاملاتش، سودش را هم ده برابر کند؛ اما این تفکر اشتباه است! کمتر معامله کردن و تمرکز بر روی فقط چند سهم که معامله‌گر کاملاً با آن‌ها آشناست، برای اکثر معامله‌گران نتیجه‌ی بهتری در بر خواهد داشت. به خاطر داشته باشید که جز مواقعی که معامله‌گر از مهارت کافی برخوردار است و بر استراتژی‌های غربالی متمرکز است، اکثر معامله‌گران می‌توانند از صبر، تمرکز بر مواردی که با آن‌ها آشنایی دارند و انتظار مواجه با بهترین فرصت‌ها سود برند.

7- پیش‌بینی رفتار بازار

تلاش برای پیش‌بینی رفتار بازار بورس جهانی یکی از نقاط ضعف معامله‌گران است که البته در میان اغلب تازه‌واردان دیده می‌شود. پیش‌بینی کردن، ما را از دیدن حقایق بازار بازمی‌دارد زیرا با ایجاد تعصب و رفتارهای احساسی در قبال یک معامله، قضاوت منطقی ما را مخدوش می‌سازد.

معامله‌گران باید زرنگ و هشیار باشند و با استفاده از یک سیستم معامله، معاملات زیان ده را به معاملات سود ده تبدیل کنند. یادتان باشد که این بازار است که روندهای خود را به ما معامله‌گران دیکته می‌کند؛ اما وقتی سعی داریم اتفاقات آتی را پیش‌بینی کنیم، خود را معطل حرکتی می‌کنیم که درستی پیش‌بینی ما را ثابت کند و درنتیجه، بسیاری از موقعیت‌های خوب بازار را از دست خواهیم داد.

8- استراتژی پیچیده

معامله‌گران اغلب کارشان را با یک استراتژی ساده شروع می‌کنند و سود کمی هم به دست می‌آورند. سپس، فکر می‌کنند که اگر بتوانند سیستم معاملاتی‌شان را با واردکردن چند متغیر دیگر، اندکی پیچیده سازند، می‌توانند سودشان را هم افزایش دهند؛ اما در عمل اصلاً این‌طور نیست. معامله‌گران به‌جای تمرکز بر موارد ساده‌ای مانند حرکت قیمت‌ها (که فاکتور نهایی تعیین سود هستند) و اینکه ببینند آیا بازار دارد روند سازی می‌کند یا رنج می‌کشد، سعی می‌کنند نقاط دقیق برگشت را شناسایی کرده و معاملات بیشتری انجام دهند.

درنهایت، سود معاملات در مارجین شناسایی می‌شود- حتی بهترین معامله‌گران هم فقط چند بار بیشتر از ضرر کردنشان، سود می‌کنند؛ بنابراین، اگر سیستمی سود می‌سازد، از همان استفاده کنید و آن را تغییر ندهید؛ به‌جای این کار بر مدیریت پول متمرکز شوید.

9- مدیریت سرمایه یعنی تعیین حد ضرر

مدیریت پول، مهم‌ترین فاکتور تعیین‌کننده‌ی موفقیت تریدری است که مهارت کافی برای کسب سود مستمر را کسب کرده است. مدیریت پول صرفاً به معنای تعیین دستور توقف در یک معامله نیست؛ بلکه، مدیریت پول تعیین می‌کند در هر معامله می‌توانید بر روی چند درصد از کل حسابتان ریسک کنید و یا اینکه تنوع پرتفوی شما چگونه است؟

 به‌علاوه، مدیریت پول تعیین می‌کند که در هر زمان، چند معامله‌ی باز می‌توان داشت. درمجموع، معامله‌گر با تمرکز بر مدیریت پول، می‌تواند سطح معاملات خود را بالا ببرد. فراموش نکنید که اگر مدیریت پول را جدی نگیرید، حتی با داشتن بهترین استراتژی هم شکست خواهید خورد.

10- دنباله‌روی دیگران

توصیه‌ها و نکات زیادی درباره‌ی اینکه چه چیزی، چگونه و چه زمانی خریدوفروش کنیم، وجود دارد؛ اما درنهایت این معامله‌گر است که پول وسط می‌گذارد و تنها مسئول سود و ضرر خود خواهد بود. درنتیجه، با توجه به اینکه پای پول خودتان به‌عنوان تریدر در میان است، این شما هستید که باید تلاش کنید مهارت‌هایتان را بهبود بخشیده و به‌جای پیروی کورکورانه از توصیه‌ها و پیشنهادات دیگران، خودتان تصمیم بگیرید.

 معامله‌گران جدید می‌توانند روی کمک و مشاوره‌ی معامله‌گران حرفه‌ای و باتجربه حساب کنند؛ اما قبل از هر اقدامی، خودشان باید تمامی اطلاعات را بررسی کنند. با توجه به اینکه هیچ‌کسی به‌اندازه‌ی خود معامله‌گر علاقه‌مند به کسب سود نیست، پس درنهایت خودش باید بیشترین داده‌ها و اطلاعات را فراهم کرده و تصمیم نهایی را بگیرد.

نتیجه‌گیری

واجب است که خود معامله‌گر تحقیق کند و آیتم‌های تأثیرگذار بر معاملاتش را شناسایی کند. برخی از مهارت‌ها براثر تجربه طی زمان کسب می‌شوند که نشان از اهمیت زیاد مدیریت پول‌دارند و برخی دیگر با آموزش به دست می‌آیند.

 بازار بورس جهانی مملو از افسانه و داستان‌هایی است که می‌توانند احتمال موفقیت معامله‌گر را کاهش داده یا آن‌ها را گمراه سازند؛ اما برای موفقیت باید یک برنامه‌ی معاملاتی دقیق که امتحان خود را پس داده است، آماده کنید و مسئولیت موفقیت یا شکست آن برنامه را هم بپذیرید؛ با این کار، تأثیر این افسانه‌ها کمتر شده یا حتی به‌کلی ناپدید می‌شوند.